![]() |
![]() |
|
|
گاهي اوقات آدما شايد از روي نادوني بقيه رو وادار به انجام كاري بكنند... گاهي اوقات آدما با بي رحمي تمام اعمال به ظاهر منطقي خودشونو به ديگران ديكته مي كنند و از بقيه توقع انجام همان ها رو دارن... گاهي وقتا آدما چنان بقيه رو براي انجام ندادن خيلي چيزها محكوم مي كنن كه حق و حقوق طرف رو از ياد مي برن... گاهي وقتا آدما اونقدر بي رحمن كه.... گاهي وقتا ... گاهي وقتا.... گاهي وقتا بقيه فراموش مي كنن كه شايد آدما اونقدر اونا رو دوست دارن كه حتي در ذهن كوچيكشون هم نمي گنجه حرفاشون موجب آزار بقيه بشه.... بقيه نمي خوايد خودتونو جاي آدما بذاريد؟! گاهي وقتا آدما اونقدر به بقيه عشق مي ورزن كه حاضرن به خاطرشون درد زخم تيز ترين ناخن ها رو روي روحشون تحمل كنن و بعدها هم با هر مرهمي كه روي زخماشون مي ذارن به ياد عشقي بيفتن كه باعث و باني اين زخما بوده... اينجاست كه فرق بقيه با آدما معلوم ميشه... البته اين فقط و فقط نظر آدماست بدون اينكه بدونن بقيه نظرشون چيه؟!!! كاش آدما رو به همين راحتي متهم نمي كرديم!!!! كاش برداشت هاي شخصيمونو از اعمال آدما و بقيه نديد ميگرفتيم!!!!!!! كاش بقيه آدما رو مي فهميدن و آدما بقيه رو !!!! كاش هر دوشون ياد بگيرن هرگز معجزه حرف رو از ياد نبرن!!!! كاش ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 0:12 توسط راحله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
به بهانه یک دوست داشتن ساده
قلبم یکسره موسیقی شاد مینوازد شاید از این پس ساعتم را روی تیک تاک قلبم تنظیم کردم..... * نگار یعقوبیان |