![]() |
![]() |
|
|
ميگی احساسات آدما از چشماشون نمايون ميشه... ميگی مردمكاشون ميلرزن... وقتی ميترسن....وقتی مضطربن... وقتی عاشقن.... و وقتي متنفر ميشن.... *** بعد 7-8 ماه اولين باری كه به چشماش نگاه كردم ميلرزيدن.... وقتی روز سالگرد آشناييمون زنجيرمو مينداخت گردنم چشماش ميلرزيد.... و وقتی گفت همه ی دنياشم و حاضره پيشم باشه حتی اگه فقط يه هفته ی ديگه فرصت داشته باشيم..... روز آخر هم وقتی بسته ی كادوپيچ شده ی هديه تولدم رو به دستم ميداد باز هم چشماش ميلرزيد.... بعد اين همه مدت هنوز هم نميدونم اينبار هم از عشق بود يا.....؟! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 22:18 توسط راحله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
به بهانه یک دوست داشتن ساده
قلبم یکسره موسیقی شاد مینوازد شاید از این پس ساعتم را روی تیک تاک قلبم تنظیم کردم..... * نگار یعقوبیان |