![]() |
![]() |
|
|
بهش گفتم چرا اینطوری میکنی؟! میدونی داری اذیتم میکنی؟! گفت : دوستت دارم!! گفتم پس چرا اینطوری میکنی؟ گفت : دوستت دارم!! گفتم میدونی هر بار که اینطور میشه با خودم میگم یعنی میفهمه هر بار از عشق و علاقه ام بهش کم میشه؟!! گفت : دوستت دارم!! گفتم این چه جور دوست داشتنه که با ته سیگار ثابت میشه ؟!؟! گفت : نمی دونی چقدر دوستت دارم!! گفتم چرا نمی دونم؟! خوب هم میدونم!! به اندازه همه ی تاول های دست و پاهام دوستم داری!! خیلی زیاده ! نه؟!؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 شهریور1386ساعت 15:13 توسط راحله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
به بهانه یک دوست داشتن ساده
قلبم یکسره موسیقی شاد مینوازد شاید از این پس ساعتم را روی تیک تاک قلبم تنظیم کردم..... * نگار یعقوبیان |