تبليغاتX
....§ آی رهگذر ، سلام! §....
 

کاش میشد منم اونقدر ک ث ا ف ت میشدم که می تونستم آدمای اطرافمو مثه لباس چرکام عوض کنم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 21:53  توسط راحله | 
من فقط ۱۹ سال و ۳۶۲ روز از بلاگم بزرگترم!

تولدم مبارک!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 12:36  توسط راحله | 
نمي دونم چند تا مهم و جالب باشه ولي....

وبلاگ عزيزم تولدت مبارك!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 20:48  توسط راحله | 

 

 

مدتيه كه دارم سعي مي كنم به بقيه بقبولونم هيچي عوض نشده ... در حاليكه خودمم دارم از اين واقعيت فرار مي كنم كه ديگه هيچي مثه قبل نيست .... همه ي دوستي هامون بوي گند پا گرفته... همه يه جوري با آدم رفتار مي كنن كه انگار ....

نمي دونم ...

خسته ام...

خسته...

خيلي....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 18:32  توسط راحله | 

 

چه حسي پيدا مي كني اگه بعد 6 ماه بفهمي دوستت ج .... از آب در اومده؟!

 

 

پ . ن : اميدوارم اشتباه كرده باشم....

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 18:30  توسط راحله | 
 

توي مملكتي كه كه زنانش مجبور به انداختن يه تكه ! پارچه روي سرشون هستند، اصلا عجيب نيست كه مردانش مو بلند كنند و هر روز 1 ساعت زودتر از خواب دست كشيده و به ميزان پلي زلفاشون بپردازند!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 16:0  توسط راحله | 
 

D:

حتی آدمای خیلی عاقل هم اشتباه می کنند!

یه تصادف جزئی یه هفته ای زندگیمو تعطیل کرد!

در عوض خیلی خوب یاد گرفتم آدما خیلی پست تر از اونی هستن که نشون میدن!

حالا دیگه راحت تر از قبل بوی گندشونو احساس می کنم!

مردم متمدن ما حاضرن برای گرفتن پول بیشتر انسانیت که چه عرض کنم هر چیزی رو به گند بکشن!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 10:22  توسط راحله | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره من
به بهانه یک دوست داشتن ساده
قلبم
یکسره موسیقی شاد مینوازد
شاید از این پس
ساعتم را روی تیک تاک قلبم تنظیم کردم.....


* نگار یعقوبیان

نوشته های پیشین
شهریور 1388
فروردین 1388
دی 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
پیوند ها
دختری از جنس الماس
یه دنیا آرزو....
((((رویاهای قاصدک))))
همنفس
یه سایبون .... یه نیمکت...
فرصتی نمانده...
کاغذ بی خط
سردستان!
غربت
نغمه ی اشک مرا گوش خدا می شنود
دوستانه
یک فنجان چای داغ
من و مرد در آیینه
می اندیشم ، پس هستم
کوچانه
به امید بودن
مرلین ، پسر خدا
دری؛ بر بلندای هرگز!
دختری از جنس باران
بر آب های نیلی شب
Hard Abusive
قاصدک یا پرستو
بپا نیفتی
نگاه آسمان
نمكدون
پس کوچه های ذهنم
MOB RULES CREMATORY
كوچه وبلاگيها
استاد بسیار گرامی : دکتر منصوری زاده
 

 RSS

BAHAR-20.COM

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست