تبليغاتX
....§ آی رهگذر ، سلام! §....

....§ آی رهگذر ، سلام! §....

دیرگاهیست که عزم سفر دارم...

فکر میکنم 6 سال زمان کافی برای اسکان در این خانه باشد....

خانه سیاه من

بدرود

.

.

.

+ نوشته شده در 11 بعد از ظهر توسط من |


این روزها حس میکنم دلم تنگ آدم هاییست که شاید سالها از دیدنشان میگذرد....

شاید دست و پا میزنم به یاد آورمشان ، پیش از آنکه خاطره شوند...

+ نوشته شده در 6 قبل از ظهر توسط من |




یه چند روریه که حس میکنم این دنیا بدجوری شتاب گرفته!!! اونقدر داره تخته گاز میره که همش عقب میمونم!!! نیاز دارم یه کم بایستم!! نامل کنم!! و دوباره راه بیفتم!!

***

دو هفته ست که مدرسه باز شده... هنوز شاگردای قبلی نرفته ، جدید ها اومدن!!!

من هنوز نفس تازه نکردم... هنوز یه دل سیر با شاگردکام خداحافظی نکردم...

هنوز تعطیلات تابستونی نرفتم....

هنوز خسته ی سال قبلم!!!

هنوز روحم خودشو آماده رویارویی با شاگردکای جدید نکرده...

و باز هم باید برم سر کلاس ....

و باز هم روز از نو و روزی از نو.....

***

میدونم هنوز یه کم زوده که اعلام خستگی کنم.... ولی این شغل دوم و سوم مسئولیت های زیادی رو برام ایجاد کرده... و شایدم همینه که خسته ام میکنه...


+ نوشته شده در 7 بعد از ظهر توسط من |


من از عریانی روحم میترسم....

من از بیان احساساتم میترسم....

من از طرد شدن میترسم.....

و میترسم که با این ترس هام روبرو بشم....

و میترسم از اینکه بقیه بفهمن من میترسم.....

+ نوشته شده در 2 قبل از ظهر توسط من |


ما آدم ها دوست داریم تو تصمیم گیری های سخت یه نفر کنارمون باشه!! کمکمون کنه و گاهی هم به جای ما فکر کنه و تصمیم بگیره و فقط به ما بگه فلان کار رو انجام بده!!!

و من از این حالت م ت ن ف ر م!!!!
و این روزها مدام سعی میکنم کمتر حرف بزنم و بیشتر فکر کنم و خودم تصمیم بگیرم!!! دوست دارم خودم باشم و مسئولیت زندگیم!!

****

تنها چیزی که مجابم میکنه تو دوران امتحانات مراقب آزمون بایستم تنهایی و سکوت و وقت سرشاریه که میتونم فکر کنم!!!

وقتی به یه سال قبلم نگاه میکنم یهو حس میکنم چـــــقدر بزرگ شدم.. نمیدونم این بزرگ شدن رو باید مدیون این کلاس اون کلاسی باشم که تو این یه ساله رفتم؟!؟ یا نشست و برخاست با آدما؟!؟! یا شایدم کارم باعت ای تحول شده باشه؟!؟! به احتمال زیاد همه ی این عوامل در کنار هم منجر به تغییر نگاهم به زندگیم شده!!! و من این تغییر رو دوست دارم.... و من این رو رشد خودم میدونم...

خدای خوب و مهربون راحله!!!
مرسی بابت ایــــــــــــــــن همه توجهی که تو این یه سال بهم کردی... مرسی که اینقدر هوامو داری.... مرسی که ایـــــــــن همه آدم خوب رو تو سفرم کنارم قرار میدی.... فقط امیدوارم بتونم درسایی که لازمه رو از هر کدومشون بگیرم!!!

خدا جون!!! مثه همیشه کمکت رو ازم دریغ نکن!!!!

+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط من |


از تنها بودن

فرار نکن

به تنها بودن پناه نبر


خود را گه گاه

جستجو کن

و

 تحمل کن

و

آرامش خیال

را امکان بخش

****

با رها شدن

در پرتگاه

خویش

شاید

سرانجام

خودت را دریابی



** مارگوت بیکل

+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط من |


عجله دارم....

پشت چراغ قرمز ایستادم.....

پیچ رادیو رو میپیچونم و میرم رو موج رادیو پیام... به قول پیام: " موجش اصولا به موج آدم میخوره...."

خانومه میگه: " اگر دل کندن آسان بود ، فرهــــاد به جای بیستون ، دل میکند..."

همیشه چراغ قرمزا به موقع ایست میدن....

+ نوشته شده در 0 قبل از ظهر توسط من |


توی یه فیلم دیدم دختره به مادرش که درحال مرگ بود امید روزای آینده رو میداد که خووووب میشه و میرن براش پیراهن گلدار میخرن و ..... مادره هم از اونجایی که مطمئن بود مدت کمی زنده س فقط لبخند میزد.....

***

مدیرمون اومد و گفت: " خانوم فلانی حواست باشه تو برنامه های سال بعد لحاظ بشه که از مهر ماه برای بازدیدها اقدام کنی!! " 

و من تنها لبخند زدم.....

+ نوشته شده در 11 بعد از ظهر توسط من |


بازم کانال شدم!!! :(

برای اینکه خودشو تخلیه کنه، 1 ساعت نشستم که هرچی میخواد به عزیزترین کَسم بگه!!! :(((



***خدایا گیری افتادمااا!!! :))))



+ نوشته شده در 9 قبل از ظهر توسط من |


امروز یه بچه رو تا سر حد مرگ اذیت کردمو اشکشو درآوردم!!

*گاهی از اینکه معلمم از خودم  عصبانی میشم!!!

*خوب که فکر کردم دیدم 10 سال پیش یه معلم در همین حد منو چزونده بود!!! :(((((((((

شاگردکم، منو ببخش!!! امیدوارم ظلمی که در حقت کردم، برات سکوی پرش بشه!!! :(((((

+ نوشته شده در 7 بعد از ظهر توسط من |


X

به بهانه یک دوست داشتن ساده
قلبم
یکسره موسیقی شاد مینوازد
شاید از این پس
ساعتم را روی تیک تاک قلبم تنظیم کردم.....


* نگار یعقوبیان


Home
Email
Profile

Archives

مرداد 1390

تیر 1390

خرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
بهمن 1388
دی 1388
شهریور 1388
فروردین 1388
دی 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشيو




Links

..::رُپ رُپه ی طبل آفریقایی::..
دختری از جنس الماس
یه دنیا آرزو....
((((رویاهای قاصدک))))
همنفس
یه سایبون .... یه نیمکت...
فرصتی نمانده...
کاغذ بی خط
سردستان!
غربت
نغمه ی اشک مرا گوش خدا می شنود
دوستانه
یک فنجان چای داغ
من و مرد در آیینه
می اندیشم ، پس هستم
کوچانه
به امید بودن
مرلین ، پسر خدا
دری؛ بر بلندای هرگز!
دختری از جنس باران
بر آب های نیلی شب
Hard Abusive
قاصدک یا پرستو
بپا نیفتی
نگاه آسمان
نمكدون
پس کوچه های ذهنم
MOB RULES CREMATORY
كوچه وبلاگيها
استاد بسیار گرامی : دکتر منصوری زاده


LinkDump
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar